الحاكم الحسكاني ( مترجم : يعقوب جعفرى )

226

شواهد التنزيل لقواعد التفضيل ( سيماى امام على ( ع ) در قرآن ) ( فارسي )

به شما هستم با چيزى كه هيچ كس آن را نياورده است و من دنيا و آخرت را براى شما آورده‌ام ، پس تسليم شويد و از من پيروى كنيد تا هدايت شويد . كيست از شما كه با من برادرى كند و وزير من شود و ولىّ و وصىّ من پس از من و جانشين من در خاندانم باشد و قرض مرا ادا كند ؟ همهء آنان ساكت شدند و پيامبر اين سخن را سه بار تكرار كرد و هر بار آنان ساكت بودند و على مىگفت : من . پيامبر گفت : تو . پس مردم بلند شدند و به ابو طالب مىگفتند : از پسرت اطاعت كن كه او را امير تو كرد . « 1 » 117 و از سورهء نمل نازل شده است : مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْها وَ هُمْ مِنْ فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَكُبَّتْ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ هَلْ تُجْزَوْنَ إِلَّا ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ و هر كس كار نيكويى بكند ، براى او بهتر از آن داده مىشود و آنان از ناراحتى آن روز در امان خواهند بود و هر كس كار بدى كند ، به رو در آتش سرنگون شوند ، آيا جز آنچه مىكرديد سزا داده مىشويد ؟ . ( سورهء نمل آيات 89 - 90 ) 581 - عن ابو جعفر يقول : دخل أبو عبد اللّه الجدلي على أمير المؤمنين فقال له : يا أبا عبد اللّه أ لا أخبرك بقول اللّه تعالى : ( من جاء بالحسنة - إلى قوله - تعملون ) ؟ قال : بلى جعلت فداك . قال : الحسنة حبّنا أهل البيت و السيئة بغضنا . ابو جعفر گفت : ابو عبد اللّه جدلى بر امير المؤمنين وارد شد ، به او گفت : اى

--> ( 1 ) اين روايت در كتاب‌هاى متعددى نقل شده است از جمله : ابن عساكر ، تاريخ دمشق 1 ص 91 و طبرى ، جامع البيان ج 11 ص 122 و گنجى ، كفاية الطالب ص 204 .